۱۳۹۰-۰۹-۱۶
چند نکته درباره روابط ایران و بریتانیا
یک. این اولین بار نیست که رابطه ایران و انگلیس دچار تشنج میشود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، انگلیس سفارت خانهاش در ایران را تعطیل کرد. بار دیگر در اعتراض به حکم امام خمینی مبنی بر ارتداد سلمان رشدی انگلیس سفارت خانهاش در ایران را تعطیل کرد. پس از وقایع مربوط به قضیه میکونوس انگلیس همراه با دیگر کشورهای غربی سفیرش را از ایران فراخواند. اما هربار پس از قطع یک طرفه روابط، خودش به ایران بازگشت و سفارتخانهاش (شما بخوانید جاسوسخانه) را مجدداً گشود و به فعالیت مشغول شد.
دو. انگلیس در سالهای اخیر حتی یک بار هم به نفع ایران رای نداده است و حتی به عکس، پیشنهاد بسیاری از قطعنامههای ضدایرانی را در پرونده خود دارد. تحریمهایی که هر از چندگاهی از سوی غرب علیه ایران اعمال میشود، معمولاً یه پای ثابت دارد: انگلیس؛ درست گفتهاند که همیشه پای انگلیس در میان است.
سه. انگلیس حتی یک پوند در ایران سرمایه گذاری نکرده است. این در حالی است که ایران در سالهای گذشته بسیار در جذب سرمایههای خارجی موفق بوده است. اما عدم سرمایهگذاری انگلیس در ایران جالب است.
چهار. انگلیس در مقابله غیر دیپلماتیک با ایران تاکید دارد. برای درک این موضوع مصاحبه مطبوعاتی رئیس MI6o خواندنی است. و ترور شهید شهریاری یک هفته پس از این سخنان محل تامل است. همچنین اعلام انگلیس برای اسکان منافقین در خاک ِ خود، مواضع تروریستی این کشور را بیشتر عیان میکند.
پنج. انگلیسیها با به وجود آوردن قحطی در سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹، عامل مرگ میلیونها ایرانی بودهاند. جالب توجه است که در سال ۲۰۰۳ وزارت دفاع انگلیس اعلام کرد اسناد نظامی انگلیس در رابطه با ایران در سال های ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۱ هنوز محرمانه اند و تا ۵۰ سال بعد، یعنی سال ۲۰۵۳ منتشر نخواهند شد. (+)
شش. انگلیس هرگز بابت رفتار ضدایرانیاش عذرخواهی نکرده است. برعکس امریکا که بابت کودتای ۲۸ مرداد بارها عذرخواهی کرده است. انگلیس نهبه خاطر حمله نظامی به ایران، نه به دلیل اشغال ایران و کشتار مردم، نه به دلیل سرقت نفت (سرمایه ملی ایران)، نه به خاطر حمایت از صدام، نه به خاطر کودتای ۲۸ مرداد در ایران، نه به خاطر همراهی با شاه در سرکوب مردم، نه به خاطر حمایت از منافقین، نه به خاطر همراهی با کودتاچیان مخملی در سال ۸۸ و نه به خاطر هیچ کدام از رفتارهای دیگر از مردم ایران عذر نخواسته است. و نه تنها چنین کرده است، هیچ گاه عملاً از مسیر قبلی منحرف نشده است و در پیمودن این راه سستی به خود راه نداده است.
سئوال جدی: تا کنون چه سودی از رابطه با انگلیس نصیب مردم ما شده است؟


محمدصالح مفتاح پاسخ در تاريخ آذر ۱۸م, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۸ ق.ظ:
سلام. خب من نه در برنامه ریزی تجمع بودم و نه از ابتدا در تسخیر سفارت حاضر بودم. اما اینکه به این راحتی به منفعت طلبی متهمم کردی، دور از انتظارم بود. شاید انتظار زیادی باشد که دوست ِ چند ساله برخورد بااخلاق را طلب کنیم.
اما در مورد این نکته که چه سودی از تندروی میبرم، سئوال را جور دیگری طرح میکنم: چرا تندرو نباشم؟ وقتی ایمان به هدف وجود دارد و مسیر را با عقلانیت انتخاب کرده ایم، کند رفتن سودی ندارد. مگر برای کسی که به هدف یا راهش ایمان ندارد و نمی داند که راهی که میرود به کجاست.
Like or Dislike:
1
0
[پاسخ]
محمد پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۹۰ ۳:۴۹ ب.ظ:
تُندروی باعث میشه زمینِ زیرِ پامون و پستی-بلندیهای مسیر رو درست نبینیم و درنهایت منجر به زمینخوردن و خروج از مسیر میشه. تو لسانالعرب تفاوتِ «سبیل» و «صراط» رو در این میدونه که صراط یک راهیه که زیاد پیموده میشه (لیستکثر مرّة)، ولی سبیل فرعراهه. تُندروی در مسلک و مرامِ بزرگان، صلحا، علما و خوشفکرهای جامعه نیست. این رو قبول داری که عملهای اینچنینیِ بچهحزباللهیها «شاذ»ه یا نه؟ خب میشه حدس زد تندروی در مصداقِ فوقالذکر حرکت توی سبیله نه صراط. در موردِ برخوردِ بااخلاق عذرخواهی میکنم اگر بیاخلاقی کردم. دوسِت دارم
Like or Dislike:
0
0
[پاسخ]